خرید بک لینک

شهید مطهری از پدر این گونه یاد می كند: «این مرد شریف هیچ وقت نمی گذاشت كه وقت خوابش از سه ساعت از شب گذشته، تأخیر بیفتد، حداقل دو ساعت به طلوع صبح مانده و در شبهای جمعه از سه ساعت به طلوع صبح بیدار می شد و حداقل قرآنی كه مطالعه می كرد یك جزء بود و با چه فراغت و آرامشی نماز شب می خواند. در سالهای اخیر با وجود اینكه تقریبا صد سال از عمرش می گذشت هیچ وقت ندیدم كه یك خواب ناآرام داشته باشد. این همان لذت معنوی بود كه وی را این چنین نگه می داشت، یك شب نبود كه پدر و مادرش را دعا نكند ... خویشاوندان و ذیحقان را از یاد نمی برد.

محمدتقی مطهری؛ برادر استاد: پدرم که سومين پسر خانواده بود، شيخ محمدحسين نام داشت. ايشان در زمان مرحوم آخوند خراساني براي تحصيل از فريمان به نجف ميرود.

وقتي در زمان رضاخان شخصي براي تعيين نام خانوادگي به فريمان ميرود با ديدن چهره نوراني پدر، نام «مطهري» را براي ايشان برميگزيند.

در حادثة مسجد گوهرشاد وقتي پدر استاد را دستگير کردند، در بازجوييها حقيقت را گفته بود اگرچه به ضررش تمام شد، به گونهاي که وقتي رئيس شهرباني به او ميگويد: «شيخ! تو يا خيلي زرنگي که ما تو را درک نميکنيم يا واقعاً خيلي در گفتارت صادقي، زيرا آنچه گفتهاي به ضرر توست.» ایشان در پاسخ ميگويد من دروغ نميگويم. هر چه بوده عين جريان را در متن بازجويي نوشتهام.

او از پذيرش وجوه شرعي خودداري ميکرد و مخالف اين کار بود، اگرچه به لحاظ مادي در تنگنا زندگي ميکرد. و چون در زمان قاجار و اوايل رضاخان محضر نبود، ايشان براي مردم سند ازدواج نوشته، حقالزحمه ميگرفت و گذران زندگي ميکرد. ايشان در بيش از 50 سال فقط 450 طلاق داشت ولي حدود بیست هزار ازدواج ثبت کرد.

برچسب: نویسنده: کیان میرزایی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 17:01

صفحه بندی